سلام ؛ استاد حسن کسايی، تنظيم حسين عليزاده
گروه سازهای ملی
آهنگساز و سرپرست گروه : حسين عليزاده
دستگاه چهارگاه

موسیقی اصیل ایران
سلام ؛ استاد حسن کسايی، تنظيم حسين عليزاده
دستگاه چهارگاه

يک تم با ساختاری از موسيقی اصيل
برای گوشيهای سونی اريکسون
تقديم به تمام دوستداران موسيقی
![]()
فايل تصويری برای گوشی موبايل
تار استاد حسين عليزاده
در آستانه سال جديد لازم ديدم تبريک ويژهای به بازديدکنندگان از اين وبلاگ عرض نمايم. اما خواهشی از کليه دوستان وبلاگ نويسم دارم که در ابتدای سال جديد کينهها را دور بريزيد. بنده از کسانی هستم که مدتهاست در سايتها و وبلاگهای مختلف به ويژه وبلاگهای موسيقايی گشت و گذلر میکنم. ولی نکتهای مرا سخت دلتنگ کرده بود که در صدد بودم هر گاه تصميم به ايجاد وبلاگ کردم آن را به محضر دوستان عرض نمايم. هر کدام از عزيزانی که مسووليت يک وبلاگ موسيقايي را بعهده دارد، تعلق خاطری به يکی از اساتيد موسيقی ايران دارد. البته اين امر معقول ومنطقی است. زيرا بر حسب علاقه به نوع ساز، صدای ساز يا صدای اساتيد آواز هر شخصی علائق مربوط به خود را دارد و در طرفداری از عقيدهاش حاضر به هر جانفشانی میباشد. اما آيا اين منطقی است که بعلت تعلق خاطر به يک هنرمند زحمات ديگر فعالان عرصه هنر را ناديده گرفته يا به سرکوب و توهين آن وبلاگ حامی شخص ديگر يا آن هنرمند اقدام کنيم. بعضی از وبلاگهای موجود پا را از حد فراتر گذارده و کار را به توهين به آن هنرمند محترم کشاندهاند. دوستان همه ما در را اعتلای هنر ايران زمين و بويژه موسيقی اصيل ايرانی پا به عرصه وبلاگ نويسی گذاردهايم. حرمتها را نشکنيم. نگذلريم علاقه شخصی ما به يک شخص اجازه توهين به ديگری را مهيا سازد. البته اين نکته دليل بر اين نيست که مثلا اگر فلان کار موسيقايي به بازار آمد يا فلان کنسرت اجرا شد از آن انتقاد نکنيم يا نظرات شخصی را بگوييم، بلکه در قالبهای مشخص و با ديد کارشناسی بدور از هر گونه غرضورزی نظر خود را بگوييم. تمام اساتيدی که در عرصه هنر و بويژه موسيقی فعاليت میکنند عمر پربارشان در راه اعتلای هنر اين سرزمين گذاشتهاند. سال 86 را با دوستی آغاز کنيم.
برادر کوچک شما
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
مطلب نخست وبلاگ را زياد نمینويسم. در واقع بنظرم اگر ابتدا با مطلب کوتاه شروع کنی شايد موفق شوی مخاطب بيشتری جذب کنی. در واقع ماجرای آشنايی من با سلانه به خاطره زير برمیگردد:
صبح يکی از روزهايی که دانشگاه میرفتم از يکی از نوار فروشيهای ميدان انقلاب، نواری با عنوان "سلانه" مرا جذب کرد. شايد در گام نخست بيشترين جذبه آن برای من نوازندگی استاد حسين عليزاده بود که مرا به خريد آن ترغيب میکرد. ولی يکبار شنيدن برايم کافی بود تا نوايی از ماورا مرا به خود جذب کند. صدای سلانه برای من آنقدر جذاب بود و انقدر آرامش داشت تا به نظر شخص خودم سلانه را اين گونه تعريف کنم : "سلانه سازی با آوای بهشتی ".
اگر نام وبلاگ را نوای سلانه گذاردم به دو دليل بود : اول ارادتی که به شخص استاد عليزاده و نحوه زيبای نوازندگی ايشان دارم. و دومی علاقه وافر بنده به سلانه. هر چند تمام تلاش بنده برای تهيه اين ساز تاکنون بینتيجه مانده است. البته اگر کسی بتواند به بنده در اين راه کمک کند، هيچگاه اين محبت را فراموش نميکنم.